
مدتهاست که به این یقین دست یافتم که تو نیمه گمشده منی.
نه این که تو کامل کننده من باشی؛
و نه این که خلق و خو ویا علایقت عینن همانند من باشد.
تو نیمه گمشده من شدی چون من پس از دست یابی به تو آن نیمه ناشناخته و گمشده خود را یافتم.
من پس از تو محیایی را شناختم که هیچ شباهتی با آن که میشناختم نداشت.
و تو جلوگر احساساتی شدی که سالیانیست همه نبودنش را به رخم میکشیند.
من پس از تو آموختم که نیمه گمشده ام را باید درون خودم می یافتم نه در شخص دیگری و همچون سیمرغ عطار باید در کنکاش خود میبودم.
واین رازمگو را به تو بازگو میکنم که بعد از حضورت تمام نیمه های پنهان و پیدایی که در وجود من رخنه کرده اند تماما علاقه مند و شیفه عشق به تواند.
و حال هزاران امان از نبودنت....
ما را در سایت دلـــنـــوشـــتـــه های محــــیــــا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 91